آیا مادران سیاه پوست می توانند همیشه از فرزندان خود محافظت کنند؟

[ad_1]

من می توانم دقیقاً سن و سالی را که با پسرم “صحبت” کردم به خاطر بیاورم. این صحبت هایی است که بسیاری از والدین سیاه پوستان مجبور می شوند با فرزندانشان در مورد پلیس و اینکه هنگام مواجه شدن با یک افسر چه کاری باید انجام دهند ، انجام دهند. در آن زمان ، او کلاس چهارم بود و ما در حومه مریلند زندگی می کردیم. مدرسه او در آن سوی زمینی بود که روبروی خانه ما واقع شده بود و یک روز بعد از ظهر اندکی بعد از آمدن او به خانه ، هر دو متوجه شدیم که چند دانش آموز دبیرستانی در کنار خیابان نشسته اند و توسط پلیس دستبند زده اند.

این گروه از پسران نمی توانستند از 15 سال بیشتر باشند. من شنیدم كه یك پلیس در مورد ماری جوانا حرفی زده است ، بلافاصله پس از او یكی از پسران پرسید كه آیا می تواند با مادرش تماس بگیرد. جلوی درم ایستادم ، به امید اینکه متوجه شوند من آنجا هستم. چون آنها در ترحیم ما بودند ، من داد زدم و از پسر شماره تلفن مادرش را خواستم. من آماده نبودم كه حرفهای بعدی او را بشنوم.

“لطفا با مادرم تماس بگیرید ، او یک پلیس است. فقط بخواه [redacted] در [redacted] ایستگاه پلیس ، “این نوجوان گفت. پسرم به من نگاه کرد و پرسید چرا به آنها دستبند زده اند ، حتی اگر آنها فقط بچه بودند. و آن وقت بود که ما صحبت کردیم.

من به او در مورد تاریخچه بین سیاه پوستان و پلیس گفتم ، و تمام تلاش خود را کردم که به یک جنجال ACAB وارد نشوم. من توضیح دادم که تعداد کافی پلیس خوب در جهان وجود ندارد. من در مورد رادنی کینگ و هر فرد سیاه دیگری که با پلیس روبرو شده بود که منجر به مرگ شد صحبت کردم. ما درمورد اینکه وی در صورت تماس با یک افسر چه کاری باید انجام دهد ، گفتیم: «رعایت کنید. گوش کن. آرامش خود را حفظ کنید. ” چه کسی می دانست ، سال ها بعد ، پس از اعزام او به دانشگاه ، من بدترین کابوس خود را تجربه می کردم.

هنگام تماشای فیلم جورج فلوید هنگام انتشار ویروسی سال گذشته ، وقتی شنیدم مادر او را صدا می کند ، اشکم در آمد. این کار من را به سال اول دانشجویی پسرم در دانشگاه در ویرجینیا بازگرداند. ترم اول او بدون هیچ دست انداخته بود. اما یک شب سرنوشت ساز ، در ترم دوم او ، یک تماس دیرهنگام تلفنی دریافت کردم. در طرف دیگر ، پسرم با هیستریک گریه می کرد. او فقط در فاصله کمی از دروازه ورودی دانشگاهش توسط پلیس با اسلحه نگه داشته شد. من عصبانی شدم ، اما همچنین خوشحال شدم که او زنده ماند.

او دستورالعمل هایی را که من در کلاس چهارم به او دادم دنبال کرد. گوش داد او رعایت کرد. او مودب بود. اما وقتی پلیس از او پرسید که آیا اسلحه ای به روی خود داری ، گفت که او یک چاقوی جیبی دارد که من به او دادم. قبل از رفتن به دانشگاه ، به او گفتم اگر دانشگاه را ترک کرد ، مطمئن شوید که محافظت می کند. هنگامی که او برای رسیدن به جیب خود می رفت ، اسلحه ها را به سمت او و دوستانش کشیدند. چرا او را متوقف کردند؟ او از طریق چراغ قرمز یک چرخش آهسته انجام داد.

ماه ها به جلو و عقب کشیده شد تا فیلم داش کم از حادثه پسرم مشاهده شود ، من حتی در مورد آن صحبت کردم ریچموند تایمز-دیسپچ در سال 2018. اما سال گذشته ، وقتی گریه جورج فلوید را برای مادرش شنیدم ، این باعث یادآوری پسر خودم شد. در طی آن تماس تلفنی عصبانی ، تنها چیزی که من می شنیدم گفت: “من فقط می خواستم گریه کنم و از شما خواستم با شما تماس بگیرم ، اما نمی خواستم به آنها مزیت دیدن گریه من را بدهم.” اشکهایش را نگه داشت تا اینکه مرا صدا کرد.

پسرم آن را در خانه امن کرد ، اما جورج فلوید این کار را نکرد. اما خوشبختانه دارنلا فرازیر 17 ساله مرگ او را جلوی دوربین گرفت تا جهانیان ببینند. آن ویدئو میلیون ها بار مشاهده شده است و این یک مرگ سیاه و سفید دیگر به دست شخصی است که قرار است از آن محافظت و خدمت کند. و آن پلیس های “خوب”؟ خوب ، آنها عقب ایستادند و تماشا کردند.

روز سه شنبه با گره ای در شکم از خواب بیدار شدم زیرا احساس کردم قرار است حکم صادر شود. نمی توانم به یاد بیاورم که چند بار به عنوان یک روزنامه نگار این نوع دادگاه ها را پوشش داده ام و از این واقعیت گریه کرده ام که پلیس دیگری توانسته با سر بالا از سالن دادگاه بیرون برود. هیچ عدالتی نبود هیچ آرامشی نبود. اگر بگویم که من به سیستم عدالت ایمان دارم ، سخنی بزرگ و عجیب است. من روی سوزن ها منتظر ماندم. من دوستانی داشتم که به من گفتند تمام بعد از ظهر منتهی به صدور حکم در آنجا اشک ریخته است. تنها کاری که می توانستم انجام دهم این بود که به بهترین ها امیدوار باشم. در این مورد ، “بهترین” حکم مجرمانه در هر سه مورد بود. درک شووین اکنون منتظر حکم وی خواهد بود و هشت هفته دیگر این حکم را برای وی صادر می کند.

پسرم سه سال است که با پلیس درگیر شده است و اکنون که ما در سواحل مختلف زندگی می کنیم ، هر شب دعا می کنم که هرگز تماس تلفنی مثل سال اول تحصیل در دانشگاه نگیرم. اگرچه من می دانم که این آخرین مرگ یک سیاه پوست به دست پلیس نخواهد بود ، اما امیدوارم این حکم باعث ایجاد تغییر و آرامش لازم برای خانواده فلوید شود.

یشا کالاهان روزنامه نگار و نویسنده تلویزیونی برنده جایزه است که هم اکنون در لس آنجلس زندگی می کند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>