زنان آمریکایی آسیایی هرگز به طور واقعی ایمن نبوده اند

[ad_1]

من 11 ساله بودم که پدر و مادرم برای کاراته ثبت نام کردند.

من علاقه خاصی به ورزش های رزمی نداشتم ، اما یکی از همکلاسی های مدرسه مرا “چانه” صدا کرده بود و مرا لگد می زد ، بنابراین آنها تصمیم گرفتند که من باید یاد بگیرم چگونه از خودم محافظت کنم. من تنها آسیایی کلاس و تنها دختر بودم. من تازه شروع به پوشیدن سوتین تمرینی کردم و از تغییر اندام بسیار ناراحت شدم ، خصوصاً با نحوه برداشتن نگاههای پرتحرک از پسران. یک پسر در کلاس من ، که چند سالی از من بزرگتر بود ، همیشه در هنگام مسابقه راهی برای لگد زدن بین پاهایم پیدا می کرد. به خودم گفتم که این کار عمدی نبوده است ، تا روزی که او به من چشمک زد ، پایش در مقابل واژن من قرار گرفت و از او پرسید: “آیا این واقعا کج است به پهلو؟”

به صورتش مشت زدم.

در مدرسه ، من معمولاً هجوم توهین و ناسزاگویی نژادی را تجربه کردم ، مخصوصاً بعد از 11 سپتامبر که شور وطن پرستانه همکلاسی هایم به من گفت که به کشور خودم برگردم. علی رغم این واقعیت که آنها به وضوح مرا آمریکایی نمی دیدند – یا شاید به همین دلیل – بسیاری از آنها مرا فتیش کردند. شاید دیدن من به عنوان بیگانه باعث شده باشد که بتوانند غیرانسانی من را از بین ببرند. پسران به من “مولان” و “شلبی وو” و “لوسی لیو” می گفتند زیرا از نظر آنها ، همه زنان آسیایی شبیه یکدیگر بودند ، قابل تعویض و به همان اندازه قابل عینی بودند.

هر چه بزرگتر شدم ، آزار و اذیت بیشتر گرافیکی شد. مردان تصور می کردند که من مطیع ، مطیع ، مشتاق رضایت دادن هستم. آنها به من گفتند که می خواهند با بدن من چه کنند. آنها می گفتند: “من هرگز با آسیایی نبوده ام.” “من می شنوم که تو واقعاً تنگ هستی.” بعضی از آنها برای رابطه جنسی به من پول دادند. “فیلیپینی ها فقیر هستند ، درست است؟ شما احتمالاً برای پول هر کاری خواهید کرد. ” دیگران تصور می کردند که توجه آنها چنان متملق شده ام که از آنها خواهش می کنم با من در رختخواب بپرند. بیش از یک بار ، مجبور شدم از مهارت های دفاع شخصی که والدینم در مورد یادگیری من بسیار سخت گیر بودند استفاده کنم.

تعجب نکردم وقتی اخبار مبنی بر تیراندازی و کشته شدن یک مرد سفیدپوست در سه مرکز آبگرم در جورجیا در 16 مارس ، هشت نفر – شش نفر از آنها زن آسیایی – را کشته و کشته شد. من عصبانی بودم. اما تعجب نکردم ، زیرا تهدید به خشونت بر اساس جنسیت و نژادم تمام زندگی ام را درگیر خود کرده است.

ریش زدگی بیش از حد زنان آسیایی ریشه در موارد زیادی دارد ، از رمانتیک سازی تاریخی شرق ، تاریخ استعمار غرب ، تا تصویر زنان آسیایی در هالیوود. سه سال قبل از تولد من ، ژاکت فلزی کامل برای ما عبارات “من خیلی دوستت دارم” ، “من خیلی شاخی هستم” و “من ماسک خرطوم” را برای ما آورد که امروزه هنوز هم برای عینی سازی و آزار و اذیت زنان آسیایی استفاده می شود. من وقتی که دبیرستان دوم شدم خاطرات یک گیشا آزاد شد ، و مردان آن را مجوزی برای انتخاب هر زن آسیایی در تخیلات گیشا خود می دانستند. البته نمونه های بسیار دیگری وجود دارد و مسئله خیلی بیشتر برمی گردد. نمایندگی آسیا در فرهنگ پاپ غربی مدت هاست که گرفتار کلیشه ها است. یکی از فراگیرترین مناطق ، یعنی بانوی عرفانی نفسانی اژدها ، بارها و بارها در رسانه ها مورد استفاده قرار گرفته است که مربوط به دهه 1930 است ، زمانی که آنا می وونگ در آن بازی کرد دختر اژدها و فیلمهای دیگری که از کهن الگوهای مخرب استفاده شده است.

بسیاری از مردم این تصاویر را نژادپرستانه نمی دانند. حتی بعضی از آنها فکر می کنند زنان آسیایی باید از آنها تعریف کنند. اما چطور می توانم دلخوش باشم وقتی که آنها منجر به خشونت علیه زنان آسیایی مثل من شوند؟ اشتباه نکنید که این ابرجنس گرایی ریشه خشونت علیه زنان آسیایی است. قتل های اخیر وحشتناک بود ، اما به هیچ وجه منزوی نبود. 21-55 درصد زنان آسیایی آمریکایی قربانیان حمله فیزیکی یا جنسی شده اند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>