زندگی بعد از قرنطینه؟ وحشتناک به نظر می رسد

[ad_1]

شرکت در عروسی های بزرگ: «اکنون من به دنبال یک پنجره یا در باز برای تهویه می گردم. حضور در اتاقی با تعداد زیادی از افراد عجیب خواهد بود و غریزه من جستجوی حداکثر جریان هوا خواهد بود. “

کنار زدن در جشنواره های موسیقی: “من فکر می کنم در یک جمعیت عظیم باشم و در حال حاضر در آن محیط از یک کالای قابل استفاده استفاده کنم و این باعث لرزیدن من می شود.”

آواز خواندن در گروه کر: “این برای بشریت بسیار خوب است ، به شکلی که به قدیمی ترین شهروندان ما احساس جامعه و احساس ارتباط می دهد. اما چگونه می توانیم بعد از این در همه بزرگان خود نفس بکشیم؟ “

دست دادن.

دمیدن شمع های تولد.

خوردن کیکی که تازه شمع های آن را خاموش کرده اید.

بوفه های سوشی

سفرهای وگاس.

مهمانی های کودکانه با چاله های توپی.

کلاسهای چرخش داخل سالن.

میله ها

و لیست گذرهای سخت فقط به افرادی که موفق شده اند به مدت یک سال از این ویروس جلوگیری کنند محدود نمی شود. ملیسا ساوج ، بازمانده COVID ، اپراتور سابق 911 با LAPD ، می گوید سالن های بدن سازی ، صورت و سالن های فیلم همه احساس می کنند که افراد غیر فعال به جلو حرکت می کنند.

او می گوید: “من آنتی بادی طبیعی دارم و کاملاً واکسینه شده ام ، بنابراین تا آنجا که می توانید با این ماده ضدگلوله باشید”. “اما ایده بودن در یک فضای بسته با غریبه ها یا داشتن کسی در نزدیکی صورت بدون نقاب من احساس وحشت می کند.”

وقتی فهمید تابستان گذشته در معرض او قرار گرفته است ، می گوید: “چیزی در مغز من ایجاد شد” ، که باعث اضطراب مارپیچی شد و فروکش نکرد. وی گفت: “ردیابی مداوم مکانهایی که من بوده ام و آنچه را لمس کرده ام و کسانی را که در اطراف بوده ام متوقف نشده است. “من به نوعی گناه بازمانده را داشتم ، و در واقع به کمک پزشکی رسیدم زیرا اضطراب من از پشت بام بود.”

همانطور که نظرسنجی غیر رسمی من نشان می دهد ، واضح است که ، حتی هنگامی که آمار از تغییر رفتارها و محدودیت های شل کننده پشتیبانی می کند ، برای انتقال از طریق بیش از حد هوشیاری ریشه دار ، نیاز به برخی از سیم کشی های اساسی است ، بنابراین بسیاری از ما در پسا همه گیری عادت کرده ایم جهان

در طی دوره های کوتاه با تعداد نسبتاً کمتر انتقال COVID ، من سعی کردم چند کار غیر ضروری انجام دهم: غذا خوردن در پاسیوی یک رستوران ، اقامت شبانه در یک هتل محلی برای نقش من به عنوان یک نویسنده سفر. اما در لس آنجلس ، محل زندگی من ، سنبله سوم چنان وحشتناک و بی امان بود که تقریباً تمام فعالیت های روزانه خارج از خانه را تعطیل کردم.

و صادقانه بگویم ، این کار کارها را بسیار ساده کرده است: من به جایی نرفتم ، بنابراین مجبور نبودم تصمیمات روزانه در مورد خطر را ارزیابی کنم. و راحتی در دانستن آنچه از من انتظار می رود ، بوده است. بدون انحراف ، بدون منطقه خاکستری ، بدون تفکر مورد نیاز است.

بعد از یک نکته ، ما حتی با چهار پدربزرگ و مادربزرگ محلی بچه هایم دیدار نکردیم. از این طریق دیگر هیچ فرصتی برای آلوده کردن آنها نخواهیم داشت – و من این شانس را دوست داشتم. در حال حاضر تمام عزیزان پیر ما کاملاً واکسینه شده اند. اما وقتی فکر می کنم دوقلوهای شش ساله ام پدربزرگ و مادربزرگ خود را در آغوش می کشند ، حتی اگر CDC بگوید اشکالی ندارد ، من هم پریشان می شوم. به نظر می رسد … اشتباه است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>