“سایه و استخوان” با سوالی درباره “هری پاتر” آغاز شد

[ad_1]

آیا پیام جالب دیگری از طرف طرفداران ناامید دریافت کرده اید؟

من صد در صد صریح خواهم گفت و می گویم در یک سال اخیر به طرز بسیار بزرگی از شبکه های اجتماعی فاصله گرفته ام. به محض اعلام نمایش ، نوع مکالمه ای که در بین خوانندگان من در فضای مجازی اتفاق می افتاد تغییر کرد ، لحن آن مکالمه تغییر کرد و نحوه صحبت مردم با من تغییر کرد. من می دانستم که این اجتناب ناپذیر است ، زیرا من آن را با خواص دیگری دیده ام که سازگار شده اند یا به طور ناگهانی منفجر شده اند. اما کار من نویسندگی است – بقیه کارها واقعاً بخشی از معامله نیستند. من مشکلی ندارم که در مورد هر چیزی مکالمه کنم ، اما علاقه مند نیستم که در توییتر شرکت کنم یا دائماً DM های خود را بررسی کنم ، زیرا نمی توانم تمام وقت منافع همه را تأمین کنم و همچنان یک فرد خلاق باشم. اگر این بدان معنی است که فروش من ضربه بزرگی دارد زیرا من در زمینه اجتماعی فعال نیستم ، من با این مسئله مشکلی ندارم. قیمت خیلی زیاد شده است.

فکر می کنم مردم به صورت آنلاین حرف هایی می زنند که هرگز به چهره کسی نمی گویند.

وقتی آخرین کتاب من منتشر شد ، برخی از مردم از برخی انتخاب های من ناراضی بودند. تعدادی از آنها مرا تهدید کردند و گفتند که قرار است مرا پیدا کنند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دهند.

سعی می کنم به خودم یادآوری کنم: این زمانی است که بسیاری از مردم ، به ویژه زنان و دختران ، به ویژه در طی چهار سال گذشته احساس ناتوانی می کنند. و وقتی در زندگی روزمره خود احساس ناتوانی می کنید ، آنلاین شدن و احساس تعالی و قدرت نوسان به شخصی وسوسه انگیز است. چکش بودن بسیار مهمتر از ناخن بودن است ، بنابراین سعی می کنم این نکته را به خودم یادآوری کنم وقتی مردم در نحوه صحبت با من بی رحم یا بی فکر هستند. اما این سخاوت تنها می تواند تا اینجا پیش رود. نمی خواهم به جایی برسم که از خوانندگانم یا از افرادی که هیجان و علاقه به این نمایش دارند ، کینه داشته باشم. آنها Grishaverse را ساختند. بدون این افراد نمی توانستم هفت رمان در این مجموعه بنویسم ، بنابراین می خواهم به آن احترام بگذارم و به خوانندگان خودم افتخار کنم. من همچنین می خواهم این فانتوم به استقبال مردم بیاید. چیزی که مرا می کشد این است که مردم فقط نسبت به من کم لطفی ندارند. آنها با یکدیگر بی لطف هستند من دوست دارم نوعی جادو وجود داشته باشد که بتواند آن را از بین ببرد.

مرزهای سالم! وقتی از مجموعه بازدید کردید و همه اوقات خوبی را سپری می کردند ، روزی بود که از فیلم جدید خود فیلمبرداری کردید؟

من دو بار از مجموعه بازدید کردم. اولین بار ، من کامو را انجام دادم ، و بسیار هیجان انگیز بود. اگر آن را دیده باشید ، می دانید که من بازیگر نیستم. همه گریشا های دیگر متمرکز هستند و کارهای خود را انجام می دهند و من از اینکه در آنجا هستم خوشحالم لبخند می زنم. من همچنین از همه افراد خدمه پیرتر هستم ، بنابراین به وضوح حامی گریشاور هستم.

هرگز دیر نیست که گریشا شوید ، من نمی دانم درباره چه چیزی صحبت می کنید.

کاملا احساسی بود. نوشتم سایه و استخوان زمانی که من در یک مکان بسیار تاریک بودم من شغلی داشتم که دوستش نداشتم و خیلی هم در آن مهارت نداشتم. من در یک رابطه ترسناک قرار داشتم که واقعاً ارزش شخصی من را خرد کرده بود. من نمی دانستم راهی که این داستان پیش خواهد رفت ، و قسمت بزرگی از من وجود داشت که فکر می کرد ، این است. ده سال بعد ، ایستاده در اتاقی که توسط این شخصیت ها با این همه لباس زیبا احاطه شده بود ، خیلی سخت بود که احساسات را تحمل نکنم و آرایش زیبایی را که روی من گذاشته اند خراب نکنم. اما همچنین یادآوری بود که چقدر خوش شانس و سپاسگزارم که این نبود. این پایان ماجرا نبود – فصل های بیشتری وجود داشت.

الیزابت لوگان برای Vulture ، The Awl ، Reduceress ، Above Average ، Indiewire و NoBudge نویسندگی کرده است. شما می توانید (و باید!) او را در توییتر دنبال کنید lizzzzzielogan.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>