سرانجام لزلی فورد ، فرد دیوانه و خسته زامبی ، سرانجام فهمید که چگونه می تواند برای خودش وقت بگذارد

[ad_1]

این مقاله بخشی از مجموعه ای از رهبران اندیشه است که مرحله (مجازی) را برای آنها به نمایش می گذارند جرات مراقبت از خود را داشته باشید، یک رویداد رایگان به منظور کمک به زنان در هر جایی است که سلامت روحی ، عاطفی و جسمی خود را بازیابی می کنند – مهم نیست که در کجا در سفرهای سلامتی خود قرار دارند. اینجا کلیک کنید برای شرکت در مهمانی در ساعت 3 بعدازظهر ET / 12 بعد از ظهر PT روز دوشنبه ، 10 مه.

لزلی فورد سوخته شد. علی رغم ارتقا سطح شغلی که برای آن هیجان زده بود ، کاهش شرکت و یک نوزاد و کودک نوپا در خانه کار جدید را تقریباً غیرممکن کرد. او یادآوری می کند: “من به صورت یک ساعته می خوابیدم.” “من پرسنل کوتاهی داشتم. و از من خواسته شد تا روشن ترین خود راه حل استراتژیک خود را به وضعیتی برسانم که تهی شدم. این اولین بار در زندگی من بود که افرادی که من را نمی شناختند به من می گفتند ، “حال شما خوب است؟ شما خوب به نظر نمی رسید. “

او می گوید: “من تازه یک فرد زامبی دیوانه و خسته شده بودم.”

اما از آن فرسودگی شغلی یک پروژه اشتیاق و سرانجام ، یک تجارت پر رونق حاصل شد: سالها – و یک شغل جدید – بعدا ، Forde از تحقیقات خود در زمینه تحقیقات بازار استفاده کرد تا مادران را در مورد نیازها و اولویت های آنها بررسی کند. و از پاسخ های آنها ، فورد آنچه را “سلسله مراتب نیازهای مادر” لقب داده است ، ترمی تهیه کرد که به وضوح بنیادی محکم از رفاه کودکان ، فعالیتها و نیازهای خانگی آنها را نشان می داد و به دنبال آن اهداف حرفه ای و نیازهای روابط سالم قرار داشت.

او می گوید: “راه ، بالا رفتن از بالای سلسله مراتب ، همه چیزهایی است که ما باید برای سلامت روحی ، جسمی و عاطفی خود انجام دهیم.” “تا زمانی که آن را ترسیم نکردم ، نمی توانستم درک کنم که چرا ایجاد فضای برای آنها بسیار دشوار است – و چرا بعد از بچه دار شدن ، این فقط غیرممکن است.”

فورد با استفاده از این هرم به عنوان نقطه پرشی ، مشاغلی را با همین نام راه اندازی كرد و هدف آن تحقیق و نوشتن برای كمك به مادران در یافتن وقت بیشتری برای مراقبت از خود بود. امروزه ، این کار – همراه با Allies @ Work ، یکی از وظایف خواهران سلسله مراتب نیازهای مادر است که به کارفرمایان کمک می کند تا شیوه هایی را حمایت کنند که برای مراقبان مراقبت بیشتری داشته و دوستانه تر باشند – کار رویایی تمام وقت Forde است.

“داستان سوختن من ، حتی اگر آن زمان برای من واقعاً ناگوار بود ، اکنون به من اجازه می دهد تا با افراد دیگر از لبه صحبت کنم و به آنها کمک کنم انواع روشهای رفاه و مراقبت از خود را که به کاهش فرسودگی شغلی ، و در زمان استرس شدید مدیریت کنید. “

در اینجا ، فورد در مورد برنامه مراقبت از خود ، نحوه برخورد با چالش های محل کار و بهترین مشاوره پولی که به او داده شده است ، صحبت می کند.

وقتی بیدار می شود

معمولاً ساعت 5:30 تا 6:30 صبح است. من از زمانی که بچه دار شده ام تغییر کرده و به یک خیزش زودرس تبدیل شده ام. و من یاد گرفته ام که زمانی که من فضای کافی برای انجام مراقبت از خودم را دارم ، اگر زمانی را در روز به خودم اختصاص دهم ، خوشحال ترم – قبل از اینکه بچه ها و شوهرم بیدار شوند.

روزمرگی معمول او

من فکر می کنم یکی از قسمتهای شگفت انگیز و بی نظم پدر و مادر بودن ، اتفاقات بی برنامه زیادی است که می افتد. با تمام این جاه طلبی های بزرگ ساعت 5:45 صبح بلند می شوم و فکر می کنم ، “اوه ، وای ، من این همه وقت قبل از بلند شدن بچه ها دارم” ، و ژورنال هایم را می گیرم ، از اتاقم خارج می شوم ، روی کاناپه بنشین ، خودم را تنظیم کنم – و سپس کوچکترین من آنجا خواهد بود: “سلام مامان!”

شما فقط هرگز نمی دانید. بنابراین ، شما همیشه باید یک برنامه B و یک برنامه C داشته باشید. اما فعالیت های اصلی من در صبح مدیتیشن و روزنامه نگاری است ، و بعد از اینکه بچه ها را برای مدرسه آماده کردم ، اکنون در Zoom است. آخر هفته ها ، وقتی بچه ها در مدرسه نیستند ، فضای بیشتری ایجاد می کنم – معمولاً برای یک مدت طولانی تر ، و بیشتر برای روزنامه نگاری و برای مدیتیشن بیشتر.

آنچه او برای صبحانه می خورد

من هر روز تقریباً بلغور جو دوسر را با زغال اخته وحشی درست می کنم ، و این همان چیزی است که من بچه ها را هر روز درست می کنم – که آنها آنقدرها راغب نیستند. آنها فکر می کنند که اکنون بسیار کسل کننده است اما از نظر تغذیه ای بسیار مناسب است و برای شما بسیار خوب است. اما روزهای شنبه ، با تقاضای عمومی ، پنکیک درست می کنم. شنبه روز پنکیک است.

اولین کار رویایی دوران کودکی او

من می خواستم یک وکیل بین الملل ، یک سوپرمدل باشم و یک تجارت جدی داشته باشم. این کاری است که باربی من انجام داد. آن وقت است که هیچ محدودیتی وجود نداشت. اینطور بود ، “من می خواهم همه این کارهای شگفت انگیز را انجام دهم ، و من می خواهم این خانواده عاشق را با فرزندانم داشته باشم ، و من قصد دارم با باور نکردنی ترین ، زرق و برق دارترین و فوق العاده موفق ترین شوهر تا کنون ازدواج کنم و همه چیز حل خواهد شد. ” از طریق چشم یک کودک ، آن چیزها را در تلویزیون می بینید و فکر می کنید ، “من می توانم این کار را انجام دهم. چرا که نه؟”

اولین شغل واقعی او

اولین کار من با حقوق واقعی کار به عنوان فروشنده در یک فروشگاه لباس بود. من سرانجام به جای حقوق بین الملل تصمیم گرفتم که احتمالاً می خواهم وارد بازاریابی بین المللی شوم و تا 15 سالگی شروع به کار نیمه وقت در شرکت های تحقیق در بازار کردم و نظرسنجی های بازاریابی از راه دور را انجام می دادم – بنابراین کار بازاریابی من خیلی زود شروع شد حرفه تحقیق

نحوه برخورد وی با طرد شدن در محل کار

به روشی بسیار سالم تر از آنکه حتی چند سال پیش با آن برخورد می کردم! اگر کاری به روشی که من خواسته بودم یا امیدوارم پیش نرود – وقتی در زندگی حرفه ای من طبق برنامه پیش نرود – من یاد گرفته ام که اعتماد کنم که در مسیر درست حرکت می کنم ، حتی بهتر راههایی از آنچه تصور می کردم ، و اینکه هر ناامیدی من را به سمت چیزی سوق می دهد که از نظر رشد برای من بهتر است و به روشی معنی دارتر در زندگی من جای می گیرد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>