شما قصد دارید این تابستان شبح شوید. آیا می توانم یک راه حل پیشنهاد کنم؟

[ad_1]

یک نکته روشن: افرادی که دیگر نمی خواهند شما را ببینند نیازی به ارائه توضیح ندارند. آنها نیازی به شنیدن صدای شما ندارند ، یا “فقط برای یک قهوه سریع ملاقات می کنند” یا به شما یک تماس تلفنی می دهند. اما آنها نجابت انسانی را مدیون شما هستند. اگر شما مقاربت جنسی کرده اید یا ساعت ها با یکدیگر آشنا شده اید ، رابطه شما “لرز” نیست. این بسیار شخصی است و هر یک از شما باید مستقیماً در مورد برنامه های خود ارتباط برقرار کنید تا دیگر هرگز شخص مقابل را نبینید.

بعد از هفته ها بدون تماس ، من به جسی زنگ زدم و یک پیام مرموز ، “سلام ، چیزی است که من واقعاً باید در مورد آن صحبت کنم …” را ترک کردم ، و وقتی متخصص زنان و زایمان مرا مجبور می کند که پیام های صوتی پیشگویانه ای را که به نظر می رسد مربوط به عفونت های مخم باشد ، به من منتقل کند. او بلافاصله به او پیام داد. گفتم بهتر است حضوری صحبت کنیم. او قرار گذاشت که همان موقع بیاید.

جسی در آپارتمان من متریال شد و دور گردن زیبایش روسری زیبایی پیچید. احساس وحشی ، جادوگری می کردم – او مرا شبح کرده بود ، اما اینجا او اکنون گوشت بود. او مرا دور انداخته بود ، اما من او را برگردانده بودم. “من نکروسان هستم!” با خودم فکر کردم ، احساس دیوانگی از قدرت کردم. موهایم بد به نظر می رسید. جسی با ترس و ترحم به من نگاه کرد – من دیگر علاقه جنسی او نبودم ، بلکه فقط یک زن احساساتی بودم.

گفتم: “تو شبحم کردی.” “ما بارها و بارها بیرون رفتیم تا مشکلی نداشته باشد. اگر می دانستی که دیگر نمی خواهی مرا ببینی ، باید این را می گفتی. “

جسی تکان خورد. او گفت كه او قصد داشت به من برگردد. او گفت که زمان شلوغی بود.

گفتم: “نه ، تو من را شبح کردی”.

“متاسفم که چنین احساسی داری.”

من گفتم: “نیازی نیست که متاسف باشی که چنین احساسی داری.” “فقط متاسفم که این کار را کردی.”

“متاسفم از شما احساس کردن مثل اینکه من این کار را کردم ، “او گفت. ما همینطور ادامه دادیم ، یک بازی گربه و گربه های دیگر که آزار دهنده ترند. من پرسیدم – اگر همانطور که او ادعا می کرد ، منظورش نوشتن متن بود ، من ، به او چه پیام می داد؟

رنگ پریده به نظر می رسید.

گفتم: “بگو” ساکت بود.

“بگو!” هیس کردم “حالا بگو!” او مانند یک دهقان دهقانی که توسط یک زن جادوگر در جنگل ورق می زد ، سر و صدا کرد.

وی با لکنت زبان گفت: “احساس می کردم که شاید ما بیشتر به دنبال دوست شدن هستیم.”

فکر کردم که ملکه جادوگر است ، همانطور که قدم هایش به سالن می پیچید. من قیامت کننده هستم. من او هستم که ارواح را به مردان و مردان را به خاک تبدیل می کنم! هنوز غمگین بودم. من نمی خواستم طرد شوم. اما من می خواستم که طرد شدنم احساس انسانی کند.

از زمان جسی ، من وقتی خودم را رد می کنم ، روند جدا شدن از خودم را اصلاح می کنم. مهم است که به یاد داشته باشید که مردم مجاز به جدا شدن از ما در هر زمان هستند ، و آنها نیازی به دلیل ندارند. برای صرفه جویی در وقت ، من معمولا با یک متن می روم. من سعی می کنم به واقعیت ها پایبند باشم – “ما چهار ملاقات رفتیم و شما مدام از من می خواستید که بخوابم و تماشای پخش” SexyBack “شما با گیتار آکوستیک را تماشا کنم. من فکر می کنم که رابطه ما محترمانه تر از آن است که شما با تلاش برای کوتاه کردن متن متن برای من ارزش آن را داشت. این احساسات من را آزار داد و ای کاش مستقیم تر رفتار می کردی. ” هرچه جواب دهند ، وارد مکالمه نمی شوم. (در روزهای ابتدایی اجازه دادم خود دفاعی شخصی از دست من خارج شود ، و او در پایان گریه کرد و گفت که به درمان احتیاج دارد ، که به نوعی هیجان انگیز بود اما در نهایت بیش از توان من بود.)

هر وقت این کار را می کنم کمی احساس بهتری پیدا می کنم. گویی من برای خودم نامه ای می نویسم که می گوید: “شما خیلی قابل توجه هستید که وقتی شخصی با شما تمام شد ذوب می شوید.” بخشی از این که چرا بر رفتاری که دیگران شرم آور می دانند پافشاری می کنم این است که می خواهم به خودم یادآوری کنم که ارزش آن را دارم. یک عقیده قدیمی در مورد رابطه جنسی و دوست یابی وجود دارد که گاهی اوقات باعث می شود من فکر کنم ، “خوب ، شما با این مرد بیرون رفتید و بدون تعهد گرفتن با او رابطه جنسی برقرار کردید ، پس فکر می کردید چه اتفاقی می افتد؟” و پاسخ این است – رابطه جنسی و صمیمیت خارج از یک تعهد تک همسری هنوز حق نجابت اساسی را به من می دهد. و اگر نجابت اساسی پیدا نکنم ، به راحتی آن را خواهم خواست.

من اغلب نوعی دلتنگی برای “راه های قدیمی” دوست یابی می شنوم. مردم از روز مردانی که برای خرما درها را می کوبند و گل می آورند و از طریق تلفن با آنها تماس می گیرند ، ابراز تاسف می کنند. اما ما هرگز ، هرگز نمی خواهیم به آن روزها برگردیم. این مهربانی های اندک در ازای ماندن زنان در یک نوع کت و شلوار زنانه به دست می آمد – لذت زن قابل ذکر نبود ، یکنواختی ممنوع بود و تقریباً هیچ رجوع به تجاوز و آزار و اذیت وجود نداشت. من می توانم برای خودم گل بخرم ، می توانم درب خودم را باز کنم ، و وقتی اشتباه می کنم که با شخصی که به اندازه کافی برای من مستقیم بودن ارزش قائل نیستم ، می توانم خودم را بریزم.

پس گرفتن کنترل ، خواستار احترام ، حتی اگر باعث شود دیوانه باشم ، خوب است. این به من یادآوری می کند که من واقعی ، ارزشمند و زنده هستم. برای من مشکلی نیست اگر بعداً ، شخصی که با او قرار گذاشته بودم به وزن بی وزن ، بی شکل ، خیالی بازگردد.

او نباید چیزی جز یک شبح باشد.

* نام تغییر کرد ، اما شما می دانید چه کاری انجام دادید ، جسی.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>