هانا Einbinder همیشه برای “هک” مقصد بود


ممیزی شما برای چه بود هک پسندیدن؟

درست قبل از قفل اولیه COVID ، طرف سریال را در صندوق ورودی خود پیدا کردم. وقتی آنها را خواندم ، با صدای بلند خندیدم ، چیزی که قبلاً با دریافت ممیزی واقعاً نکرده بودم. من بلافاصله فیلمنامه را خواندم و به حدی هیجان زده شدم که نمی دانستم خارج از استندآپ امکان پذیر است. احساس کردم خیلی سریع با آن ارتباط برقرار کردم ، اما دیدگاه من در مورد آن این بود: “وقتی که پخش می شود و من در آن حضور ندارم ، نمی توانم صبر کنم تا این برنامه را تماشا کنم.”

دفتر بازیگران با بازیگران زرق و برق دار اطراف من پر بود ، بنابراین من وارد شدم و مثل این بود که ، من فقط می خواهم وارد شوم و این کار را انجام دهم. در طی ممیزی خطی وجود داشت که من آن را فراموش کردم ، بنابراین به جای آن شوخی کردم. من معتقدم که این شوخی به همین دلیل است که آنها مرا برگردانده اند و در واقع در نهایت از این نمایش استفاده کردند. چیزی شبیه این بود: “ملانیا ترامپ تزئین کننده شما کیست؟” استراتژی من برای ادامه کار این بود که فقط در سطرهایی اضافه کنم زیرا سازندگان خودشان کمدین هستند و از این همکاری استقبال می کنند.

من شیفته این پروژه شدم. ممیزی اولیه من در تاریخ 9 مارس بود و پس از آن تنها چند روز بعد قفل اتفاق افتاد. اما فکر کردم ، حتی اگر فقط یک ممیزی دیگر داشته باشم و قسمت را دریافت نکنم ، این به گونه ای است که من به آن احتیاج دارم. آخرین مرحله ممیزی تست صفحه با ژان بود. من از رفتن بسیار عصبی بودم ، اما ژان شب قبل با من تماس گرفت و گفت: “من می دانم که ممکن است فردا با تمام احتیاطات COVID کمی احساس جراحی شود ، اما من فقط می خواهم به شما اطلاع دهم ، فکر می کنم شما واقعاً عالی هستید. فکر می کنم خیلی سرگرم خواهیم شد. ” او خیلی با کلاس و باحال بود. من خیلی از شیمی ما را مدیون گرم بودن ژان می دانم.

چگونه فرود نقش آوا را جشن گرفتید؟

من در راه رسیدن به یک قهوه بودم که لوسیا ، پل و جن با من تماس گرفتند و من فقط بالای ریه هایم در خیابان فریاد زدم. البته ، من به طور گسترده از آنها تشکر کردم ، تلفن را قطع کردم و سپس با همه مهمترین افراد زندگی ام تماس گرفتم – هیچ یک از آنها تلفن خود را بلند نکردند. بنابراین من فقط داشتم خودم را آزاد می کردم. بعد از چند تماس دیوانه وار ، مردم شروع به تماس گرفتن با من کردند. و سپس درست به فیلمنامه رفتم و وحشت کردم و فکر کردم ، خدای من. من قبلا هرگز اقدام نکرده ام. فاک ، آیا این یک اشتباه است؟

بیشترین ارتباط شما با آوا چیست؟

احساس می کنم آوا شباهت زیادی به نسخه من قبل از درمان دارد. وقتی جوان تر بودم ، دیوارهای زیادی نصب کردم. من بسیار حساس بودم و از من صدمه دیده یا از من سو استفاده شده بود ، بنابراین در حال دفاع بودم و یاد می گرفتم که از خود محافظت کنم و اجازه نمی دهم کسی وارد شود. افرادی که از نظر احساسی باهوش نیستند و از خود آگاهی ندارند می توانند از آن به عنوان یک تاکتیک زنده ماندن استفاده کنند ، زیرا شاید این انعکاس بیش از حد طاقت فرسا است. قبل از اینکه واقعاً شروع به تخریب دیوارهایی کنم که ساخته ام ، فکر می کنم من در آن منطقه آوا وجود داشته ام ، و این قسمت بزرگی از دلیل دوست داشتن او است. من نسبت به افراد سخت ترحم دارم. همیشه یک دلیل وجود دارد ، می دانید؟

جای خالی را پر کنید: “صحنه ای که من را بیشتر از همه عصبی کرده است …”

صحنه ساخت در قسمت خلبان ، زیرا من معمولاً شکل خود را تا آنجا که ممکن است پنهان می کنم. آنقدر آسیب پذیر وحشی بود. همچنین ، بوسیدن یک غریبه در هنگام شیوع بیماری وحشتناک بود ، حتی اگر همه ما آزمایش شده باشیم. این در ابتدا بسیار ترسناک بود ، اما همچنین باعث شد پس از آن زنده بمانم احساس خوبی داشته باشم. من معمولاً کسی هستم که اگر مچ پا نشان داده می شود ، می گویم: “اوه ، او امشب ناخوشایند است!” بنابراین در قسمت های بعدی که من لباس زیرم را تحت فشار قرار می دهم و دیوانه می شوم ، مثل این بود که “همه خدمه لب به لب من را دیده اند ، بیایید این کار را انجام دهیم!”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>