پنج تاریخ آخر من: ارگاسم نیمکت پارک ، دونات های افسردگی و نمایش مد ریحانا


قبل از اینکه او یک کلمه دیگر بگوید ، دهان من در جستجوی او است. من فراموش کرده ام که ما در یک بیماری همه گیر هستیم و در آن لحظه من چیزی درباره ویروس کرونا نمی دهم. دستانم موهای قهوه ای بی نظم او را می گیرند ، دستانش صورت من را فنجان می کند. طولی نکشید که او بدن من را به سختی کاوش می کند ، لباس خانه من را پایین می کشد و مرا به دهانش می برد. من تی شرت محو شده او را برمی دارم تا پوست برنزه و یک بسته شش تکه ای کاملاً مجسمه ای نشان دهد. طولی نکشید که در رختخواب به مصرف یکدیگر می پردازیم. هنگامی که او از پشت به طور مداوم به عمق من فشار می آورد ، یک دست او موهای من را می گیرد ، و دیگری باسن من را می گیرد. او مسلط ، عمیقاً پرشور و با استعداد است. سه گانه جنسی من

من با افکار رابرت مبارزه می کنم و سعی می کنم لذت ببرم. به رغم اینکه هفته ها از هم پاشیدم ، به نوعی احساس می کنم خیانت می کنم. پت کاملاً بی خبر ، سرش را به عقب می اندازد و ناله می کند. قبل از اینکه بخندد و عقب بکشد احساس می کنم او درون من ضربان دارد. “خیلی متاسفم ، مدتی گذشت – فقط یک دقیقه به من فرصت دهید و ما می توانیم دوباره برویم.” باهاش ​​می خندم “مدتی هم برای من گذشته است.” کمرم را به سینه او فشار می دهم و ما در رختخواب دراز کشیده ایم و عرق او را گرفته است. فکر می کنم اولین باری که رابرت گفت “دوستت دارم” و اینکه چطور مرا اینگونه نگه می داشت. من بی صدا شروع به گریه می کنم.

چه بلایی سرم آمده؟ من برهنه هستم ، با یک مرد داغ. چرا گریه می کنم؟ پت لبخند می زند و کاملاً بی خبر است زیرا محکم دستم را محکم می کند. احساس می کنم اسفنجی که از مایع خود فشار می آید ، در حالی که کمی اشک من به سرعت به جریان های ثابت تبدیل می شود. با خجالت ، از بالش برای پاک کردن سریع آنها استفاده می کنم. و قبل از اینکه آنها برگردند ، من غلت می زنم و می پرسم ، “آیا شما آماده رفتن دوباره هستید؟” چشمانش روشن می شود ، مرا روی سرش می کشد. “مراقب آنچه می خواهی دختر باشی.” نسخه بعدی او خیلی سریع نیست.

من و پت هرگز قرار دیگری نداریم. گریه بعد از تجربه برای من تجربه جدیدی بود. این به اندازه کافی حیرت انگیز است تا به من بفهماند که صرف نظر از رزومه کاری وی ، من به راحتی آماده نیستم.

تاریخ 4

ماه اکتبر است قبل از اینکه تصمیم بگیرم دوباره تلاش کنم. من هنوز هم هر روز به رابرت فکر می کنم ، اما سخیف هستم و امیدوارم که شاید زمان کافی گذشته باشد. بعلاوه ، پیش بینی موج دوم بافته شده است ، و فکر تکرار قرنطینه دیگر به تنهایی ترسناک است. من با ویکتور * در Tinder ملاقات می کنم و پس از چند هفته رفت و برگشت نیمه قلب ، سرانجام برنامه ای برای ملاقات تهیه می کنیم. او به من اطمینان می دهد که اخیراً مورد آزمایش COVID قرار گرفته است و پیشنهاد می کند نمایش Savage x Fenty را که به تازگی منتشر شده با هم در محل من تماشا کنید. امسال فقط دو نفر وارد آپارتمان من شده اند و یکی از آنها نابود کننده ماهانه است. اما نمی توانم به اولین قرار ملاقات جنسی فکر کنم ، بنابراین برای اولین بار بعد از هفته ها تمیز می کنم ، شمع هایم را روشن می کنم و یک شام وگان می پزم.

با هم روی کاناپه می نشینیم و در طی دو دقیقه اول ، در حال فریاد زدن و تشویق صفحه هستیم. وقتی نمایش تمام می شود ، ساعت ها وقتمان را صرف صحبت و خندیدن می کنیم. همزمان بسیار طبیعی و بسیار خارجی است. بعد از این همه ماه در تنهایی ، مطمئن نبودم که آیا هنوز می دانم چگونه با شخص جدیدی باشم. اما با ویکتور کار سختی نیست. ما در مورد طلاق ، زندگی نظامی و زندگی در خارج از کشور بحث می کنیم. او خوش تیپ ، جذاب و بی زحمت است. سهولت او را مست می دانم.

مکالمه ما مکث می کند اما احساس ناخوشایندی ندارد. وقتی به هم خیره می شویم اجازه می دهیم تنش ایجاد شود. با لبخند ، تکیه داده و مرا می بوسد ، و من هم عقب می بوسم. سپس ، با گرفتن لگن ، مرا به سمت خود می کشد. زبانش دهانم را پر می کند و دستانم در موهای قهوه ای و موج دار تیره اش گم شده است. ما در راه رسیدن به اتاق خوابم با خشم یکدیگر را در می آوریم. فقط برای استفاده از زبانم می توانم مسیرهای نامرئی بدنش را ردیابی کنم. من می خواهم پوست عمیق برنزه اش را بنوشم. انگشتانش دهانم را پر می کند در حالی که از بالا می خزد و با یک حرکت مایع وارد من می شود. چشمهایم را می بندم و با کمال میل در هر فضایی که پر می کند از او پذیرایی می کنم. دستانش به سرعت صورتم را می گیرند و مجبورم می کنند وقتی مرا می گیرد عمیقا به چشمانش نگاه کنم. او با شدتی موزون و عمیق درون من حرکت می کند. وقتی احساس کرد که من نزدیک به نقطه اوج هستم ، لبهایش را به گوش من پایین می آورد و به زبان اسپانیایی با من صحبت می کند. من زیر کنترل او فوران می کنم ، اما ما متوقف نمی شویم. من رد می کنم که چند بار در آن شب رابطه جنسی برقرار می کنیم حدوداً ساعت 5 صبح می خوابیم

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>