پنج تاریخ آخر من: قهوه دالگونا ، موتور سواری و دوباره خوابیدن با مردان

[ad_1]

وقتی همه گیر شد ، من از ماه اکتبر گذشته با کسی قرار نگذاشته بودم ، زمانی که “رابطه” چشمک زدن و دلتنگی برای آن با یک زن در یک ازدواج آزاد به پایان رسید و در سالگرد ازدواج آنها از طریق مسنجر فیس بوک ریخته شدم. من در تایلند زندگی می کردم و وقتی مارچ به آنجا چرخید ، من کاملاً در آنجا زندگی کردم. اما محاصره های گسترده و ممنوعیت سفر ، هرگونه برنامه بازگشت به کشور را که احتمال می دادم متوقف کند.

اقامت در تایلند در آن ماههای ابتدایی COVID-19 به عنوان یک نعمت مبدل به نظر می رسد. من که در یک خانه سنتی در جنگل های چیانگ مای حضور داشتم ، تصمیم گرفتم تا تمام وقت آزاد جدید جهان را که به تازگی یافته ام ، به کار ببرم. من به خودم آموختم که چگونه موتور سوار شوم ، دستورالعمل های ویروسی TikTok (قهوه قهوه دالگونا را کسی می توانم بخرم؟) را شلاق زدم و سرگرمی های عجیب و غریب دیگری را به تنهایی از قبیل روزنامه نویسی گلوله انجام دادم. من خودم وقتم را به خوبی استفاده کردم ، اگر خودم این حرف را بزنم ، اما وقتی شب دراز می کشیدم ، نمی توانستم این احساسی را که به نظر می رسید دائماً در درونم در حال رشد است لرزاند: من کمی دیک می خواستم.

بنابراین من برای پیدا کردن برخی از تصمیم گرفتم.

تاریخ 1

با انجام عملیات “مقداری دیک” در حال انجام است ، من به مکانی رفتم که می دانستم دریایی از مردها را پیدا می کنم و مشتاقند جوجه های خود را در واژن جدید قرار دهند: Tinder.

کشیدن تهاجمی من منجر به اولین بار برای من شد: یک قرار ملاقات مجازی. من قرار ملاقات قهوه Zoom را با استیون ، * یک پیرمرد سفیدپوست از ادینبورگ ، که برای مدت زیادی در تایلند به تدریس انگلیسی مشغول بود ، ملاقات کردم. همانطور که روی ایوان خود نشسته و مشغول نوشیدن قهوه دالگونا بودم ، ما سوالات دلپذیر و معمولی را برای اولین بار رد و بدل کردیم و به اندازه کافی گفتگوی خوبی داشتیم ، اما من می دانستم که او کسی نخواهد بود که آلت تناسلی مرد چهار ساله من را بشکند. برای یک چیز ، او لرزش های مهم # مدیوکراوه را داد. او که به سختی از من چیزی در مورد خودم می پرسید ، به خود می بالید که شاگردانش وی را “بهترین معلمی که تاکنون داشته اند” توصیف می کنند. در نهایت ، من فقط او را جذب نکردم.

تاریخ 2

من چند نفر دیگر را در نزدیکی Tinder ملاقات کردم ، مانند Dwayne ، * اوایل دهه 40 ، طلاق سیاه بریتانیایی را که حدس می زدید – در دبیرستان در یک مدرسه بین المللی درست در خارج از چیانگ مای تدریس می کرد. برای ناهار در یک رستوران محلی گیاهخواری ملاقات کردیم. من همان موقع فهمیدم که برای مکانی که او انتخاب کرده است اهمیتی قائل نیستم ، اما نمی خواستم به سختی یا انتخابی روبرو شوم ، به هر حال موافقت کردم که آخر هفته بعد با او ملاقات کنم.

بلافاصله کمی ناامید شدم. خوب شاید ناامید کلمه اشتباه است بلکه قرار ملاقات من با دواین یادآوری قوانین قدیمی جنسیتی بود که بر بازی دوستیابی دگرجنسگرایانه حاکم است. من یک آرایش کامل و یک سارافون زیبا و جی کرو را پوشیدم ، در حالی که دواین با تی شرت و چند شلوارک ورزشی حاضر شد. همانطور که برنج آجیل بادام هندی خود را بدون طعم انتخاب کردم ، یادداشت ذهنی ساکت نوشتم تا دفعه بعدی که کسی رستورانی را پیشنهاد کند که من در آن نیستم ، صحبت کنم.

تاریخ 3

او ناز است ، درست است؟ من در حالی که برای او عکس تصویری از دنی ، * پسری که قرار بود برای قرار ملاقات دوم بروم ، برای او ارسال کردم ، برای دوست خود Isaiah تایپ کردم. “اوه ، او است. و او دقیقاً مانند تیپ شما به نظر می رسد ، فقط به شکل پسرانه است. LOL. “

دنی ، یکی دیگر از یافته های Tinder ، به سن من نزدیکتر است و در اصل از غرب میانه است.

او قد بلند ، لاغر و لاغر است ، دقیقاً مانند من که دوست دارم ، با سر پر از فرهای آفریقایی و اندامی کاملاً مناسب از سالها آموزش به موی تای. ما نزدیک به یک ساعت با گپ ویدیویی صحبت می کنیم ، در مورد موسیقی مورد علاقه خود صحبت می کنیم ، آنچه والدین میدوسترن ما از سرگردانی ما می سازند و یافتن کالاهایی برای موهای خود در تایلند سخت است. ما برای قهوه – در مکانی به انتخاب خودم – در مرکز شهر دیدار کردیم. همه این ماه ها بعد ، من چیز زیادی از مکالمه ما به یاد نمی آورم ، اما به یاد می آورم که از آن لذت بردم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>