Glamour Community College زن سال: Tay Mosely

[ad_1]

برای بیش از 60 سال ، Glamour از زنان دانشگاهی استثنایی در سراسر ایالات متحده تقدیر کرده است. در این سال ، ما توجه خود را به دانشجویانی اختصاص دادیم که در کالج های جامعه ثبت نام کرده اند. با Tay Mosely ، دانشجو ، مدرس و وبلاگ نویسی که به تعدادی از هم دانش آموزان کمک کرده است ، خود را بهتر ملاقات کنید.

موزلی در 46 سالگی ، یک بازمانده متکی به خود است که با عزمی غیرت انگیز و عزم راسخ موفق شده است مانعی را پس از مانع از بین ببرد. اکنون دانشجوی کالج سینکلر قرار است امسال با مدرک مهمان نوازی و برنامه ریزی رویداد فارغ التحصیل شود.

Tay’s Bipolar Kitchen Mosely از طریق وبلاگ خود دستور العمل های مورد علاقه و نکات آشپزی خود را به عنوان راهی برای بهبود به اشتراک می گذارد. “آنچه که من می خواهم مردم بیشتر در مورد وبلاگ من درک کنند این است که چیزهای زیادی در زندگی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند از پس آن برآیید. برای من ، این پخت و پز من بود ، و درسی که آموختم این است که ، وقتی سلامت روانی من بد بود ، پخت و پز من کاهش یافت ، “او می گوید.

چالش های موزلی با سلامت روان او از زمانی که در جنوب کالیفرنیا بزرگ می شد ، آغاز شد. مادرش پنج روز قبل از اینکه یک ساله شود ، کشته شد و او را تحت مراقبت مادربزرگ مادری خود قرار داد. اینکه بگوییم او کودکی سختی داشته است ، کم لطفی است. او می گوید: “من كودكی بسیار دوست داشتنی بودم.” “خشنود كردن مردم فقط یكی از كارهایی بود كه من همیشه سعی می كردم خودم را در امان نگه دارم و مطمئن باشم كه همه خوشحال هستند و مرا دوست دارند.”

موزلی در کودکی می دانست که شباهتی به هم سن و سال های خود ندارد. وقتی او بزرگسال شد ، این احساسات متورم شد. او با افسردگی دست و پنجه نرم کرد ، و در پایین ترین لحظه اش ، می گوید ، سعی کرد زندگی خود را بکشد. او می گوید: “بعد از اینکه من در بیمارستان بودم ، آنها به من تشخیص دادند که افسردگی اساسی دارند.” چند روز در هفته پس از گذراندن وقت در یک برنامه سرپایی فشرده ، متوجه شد که هنوز چیزی خاموش است. او می گوید: “من عملکردی داشتم اما بهتر نمی شدم.” “سرانجام روانپزشک دیگری را دیدم که می گوید ،” می دانید ، من فکر نمی کنم شما افسردگی اساسی داشته باشید. من فکر می کنم شما دو قطبی هستی. ”

مثل این بود که چراغی روشن است و روزهای او قابل کنترل تر می شوند. دریافت تشخیص صحیح زندگی موزلی را تغییر داد و از طریق درمان ، پخت و پز و سایر روش های درمانی ، افراد مورد علاقه همچنین اهمیت قرار دادن خود در اولویت و تعیین مرزها را یاد گرفتند. او می گوید: “شما باید قبل از اینکه بتوانید هر چیزی را تولید کنید که برای دیگران مفید باشد ، باید درون خود ریخته شوید.” “پس از آنکه توانایی انجام این کار را داشتید – هنگامی که توانستید عزت نفس و عشق به خود و انواع مختلف آن را تقویت کنید – تعیین مرزها آسان تر می شود زیرا می فهمید ارزش آن را دارد. آرامش شما ارزشمندترین چیزی است که دارید. “

بین مشاغل عجیب و غریب و چالش های سلامت روان وی ، یکی از منابع اصلی شادی آشپزی بود. در پاییز سال 2001 ، مادربزرگ موزیلی در حال مبارزه با سرطان مری بود. او تازه شیمی درمانی و پرتودرمانی را تمام کرده بود و ایده پختن شام شکرگذاری برای یک خانواده 20 نفره خیلی زیاد بود. موزلی داوطلب شد و همانطور که در مقاله ای در توصیف این چالش نوشت یک فاجعه بود.

سرآشپز تازه کار ، که می گوید قسمت های زیادی را تماشا کرده است امریل در تلویزیون ، بیش از آنچه می توانست جویدن کنده است. او در ساعت 5 صبح به همان اندازه اعتماد به نفس محبوبش امریل لاگاس وارد آشپزخانه شد. تا ظهر حال و هوا بیشتر به یاد می آورد آشپزخانه جهنم او مقدار زمان آماده سازی لازم برای پخت 18 ماده از ابتدا را دست کم گرفت. علی رغم کشمکش های آشپزی ، او موفق شد به موقع شام بخورد و از این که خانواده اش از خوردن غذای او خوشحال بودند خوشحال شد. این عشق واقعی به غذا و خدمات را آغاز کرد.

هرگز زمان و تلاشی را که برای کشف اینکه شما کی هستید و از چه چیزی ساخته اید دست کم نگیرید. به نقل از مایلز دیویس ، بزرگ فقید ، گاهی اوقات طول می کشد تا شبیه خودتان شوید. در مورد موسلی ، رسیدن به جایی که الان است – اطمینان و روشن بودن از آنچه می خواهد – قسمت بهتری از 20 ، 30 سالگی و تقریبا 40 سالگی را به خود اختصاص داد ، اما اکنون او به سبک زندگی متناسب با او رسیده است.

“فرقی نمی کند 20 ساله باشید یا 50 ساله یا دیگر … این رویا را دنبال کنید. شاید تا به اینجا کاری را که می خواستید انجام دهید ، انجام نداده اید. حداقل می توانید بیرون بروید و بگویید ، “من کاری را که می خواستم انجام دادم. من چیزی را که می خواستم بگویم گفتم. من کسی را که می خواستم ببینم دیدم. ‘ میدونی؟”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>