دالیلا tagged posts

زکیا دالیلا هریس همیشه پایان “دختر سیاه دیگر” را می دانست

[ad_1]

من واقعاً می خواستم به آن فضاهای زیر متن و تجاوزهای خرد ناگفته برسم. من اینطور فکر می کنم: وقتی وارد فروشگاه های کوچک یا واقعاً هر فروشگاهی می شوم ، همیشه مطمئن می شوم که دستانم از جیبم بیرون باشد. سلام به صاحب مغازه سلام می کنم زیرا نمی خواهم دیده یا تصور کنم که قصد سرقت چیزی را دارم.

آیا احساس می کنید راهی برای انتقال بهتر آن به سفیدپوستان بدون برخورد به آن دیوار دفاعی وجود دارد؟

این س hardال سختی است. من فکر می کنم شما باید به شخصی که تحت تأثیر آن است گوش دهید...

Read More